عضویت/ورود

معرفی و بررسی بازی Death Stranding – بندرگاه و تحویل

بررسی

بازی

۱۳۹۸/۰۸/۱۰ - 15 دقیقه

معرفی و بررسی بازی Death Stranding - بندرگاه و تحویل

در یک بخش ، بازی Death Stranding درباره آمریکا است. اما هدف واقعی شما در این زمینه کمک به مردم ، جمع کردن آنها و ایجاد ارتباطات نه برای مفهوم مبهم آمریکا بلکه به خاطر کمک به مردم درون آن است. Death Stranding در جدیت و خوش بینی خود بی اعتنا است . مطمئناً بدون انتقادهایش به آمریکا ، و بدون چالش ها و مشکلاتش است ، اما با این وجود ذاتاً امیدوار است. این یک بازی متراکم ، پیچیده و آرام با نقشه ای است که واقعاً در مکان هایی فوق العاده قرار می گیرد ، اما در اصل آن هرگز از قدرت و هدفی که در ارتباطات انسانی می توانیم پیدا کنیم متوقف نمی شود و این برجسته ترین دستاورد آن است.

آمریکا خراب است و این وظیفه شماست که دوباره آن را کنار هم بگذارید. این یک سفارش بلند است بسیاری از مردم به آن اعتقاد دارند ، اما شما مطمئن نیستید که این کار را می کنید. این تنها پیاده روی های تنهایی ، خطرناک و بلند کردن فوق العاده سنگین را در پیش خواهد گرفت ، و این دقیقاً مشخص نیست که آمریکا در وهله اول به چه معنی است. شما به هر حال مشخص کرده اید ، تالاب ها و تپه های صخره ای را با پای پیاده می روید ، کاملاً نمی دانید کجا می روید. به غیر از هیولاهایی که کاملاً نمی توانید ببینید ، در بیشتر اوقات واقعاً شخص دیگری جز آنها وجود ندارد ، فقط شما و افکار تان هستید که باید با یکدیگر خلوت کنید و به مکان درست بروید.

دست ها در سرتاسر آمریکا

بازسازی کشور به همان آسانی است که هر شهر دورافتاده ، ایستگاهی و فردی را به یک شبکه می رساند ، استخوان های آن توسط یک سازمان شبه دولتی به نام پل ها گذاشته شده است. به عنوان سام پورتر بریج (با بازی نورمن ریدوس) ، تنها کاری که باید برای بدست آوردن مردم داشته باشید این است که بسته هایی را برای آنها به ارمغان بیاورد. اکثر مردم به دلیل هیولاهای اسرارآمیز به نام BT هرگز به بیرون نمی روند ، اما برخلاف اکثر مردم ، سام می تواند آنها را به اندازه کافی حس کند تا از کنار آنها عبور کند و محموله های مهمی را به مقصد خود برساند.

تحویل می تواند سخت باشد. شما در مورد تحویل های خود در چند دسته ارزیابی می شوید ، اما وضعیت محموله می تواند باعث فرار یا خراب شدن شود و عوامل زیادی علیه شما کار می کنند. این منظره می تواند بسیار مجازات کننده باشد ، از محدوده تپه های صعب العبور سنگی گرفته تا رودخانه هایی که بیش از حد عمیق و گسترده برای عبور از بی رویه هستند. در کنار BT ها ، باید با چیزی به نام Timefall هم مقابله کنید که نوعی باران که به سرعت در بیشتر مواردی که لمس می کند ، پیری و وخامت را تسریع می کند. قرار گرفتن در معرض طولانی مدت با Timefall باعث صدمه زدن یا خراب شدن کامل بار شما می شود ، همانطور که می توانید لغزش و سقوط ، برخورد دشمن و یا در بعضی موارد فقط خشن بودن با آن را خراب کنید. حتی کوچکترین سنگها نیز می توانند شما را به سمت بالا سوق دهند. به منظور حفظ جای خود ، باید توجه داشته باشید که در کجا قدم می زنید ، تعادل خود را با محرک های موجود در زمین خشن یا هنگام حمل چیزهای زیادی حفظ کنید.

اگرچه به مقصد خود برسید ، با ستایش می روید. فرد گیرنده احتمالاً از چهره شما تشکر می کند (البته به عنوان هولوگرام) ، و سپس آنها یک سری لایک به سبک رسانه های اجتماعی به شما هدیه می دهند. شما با صفحه نمایش نتایج چند صفحه ای مطابقت دارید که همه دوستانی را که برای تحویل دریافت کرده اید نشان می دهد و در کدام دسته ها ، به علاوه یک رتبه کلی برای تحویل خود ، مهم نیست که چقدر کوچک باشد ، تقویت مثبت آن به ۱۱ مورد رسیده است. با دریافت لایک ها شما میتوانید لوازم خود را ارتقا دهید، و با بالاتر رفتن سطح ، می توانید وزن بیشتری را تحمل کرده یا تعادل خود را بهتر حفظ کنید ، از جمله مزایای دیگر این کار خوب را نیز مشاهده میکنید . همچنین تحویل ها با هر شهر ، پاسگاه یا شخص دیگری در رتبه بندی ارتباط برقرار میکنند و با افزایش این تعداد ، شما وسایل بهتری و گاهی هدایا به دست می آورید تا تلاشهای خود را برای کمک کردن به دیگران بیشتر کنید.

خلاصه ، شما مقدار زیادی می دهید و در عوض چیزهای زیادی کسب می کنید. تعداد تحویل های اجباری نسبتاً کمی برای پیشبرد داستان وجود دارد ، اما تعداد ظاهرا نامحدودی از تحویل های اختیاری وجود دارد ، و من اغلب خودم را در حال برداشتن سفارشات تعیین شده برای هر مکانی که در راه من باشد پیدا کردم. این چرخه ای است که به راحتی وارد آن می شوید. مهم نیست که تحویل شما چقدر دشوار باشد و یا مسافت را تا چه حد ، حداقل با قدردانی روبرو خواهید شد ، به احتمال زیاد از انجام تحویل سخت احساس رضایت خواهید داشت و غالباً ابزاری برای آسانتر کردن تحویل های آینده به شما داده می شود. مهمتر از همه ، هرچند افزایش اوراق قرضه شما با مردم این است که چگونه آنها را در شبکه دریافت می کنید ، و شبکه همان چیزی است که این حلقه اصلی را فراتر از رضایت ساده از انجام وظایف و گرفتن جوایز قرار می دهد.

معرفی و بررسی بازی Death Stranding

شبکه کایرال نوعی اینترنت سوپاپ است که به شما امکان می دهد تا اشیاء پرینت سه بعدی را تهیه کنید ، که بسیار مفید است و به خودی خود یک انگیزه قوی است. هنگامی که در یک ترمینال متصل به شبکه کایرال هستید ، می توانید نردبان و طناب مخصوص تراورس را چاپ کنید ، چکمه های جدیدی را که فرسوده شماست ، اسپری تعمیر ظروف آسیب دیده و اصولاً هر چیز دیگری را که لازم دارید با خیال راحت محموله را تحویل بگیرید تا زمانی که برنامه ای دارید . همچنین می توانید در مناطق باز تحت پوشش شبکه ، یک پرینتر قابل حمل را ایجاد کنید که سازه هایی را برای شما ایجاد می کند . چیزهایی مانند پل ها ، برج های نگهبانی و ژنراتورها ، که در هنگام شروع استفاده از وسایل نقلیه و قدرت باتری ها ، مهم هستند.

شبکه کایرال همچنین به شما امکان دسترسی به مؤلفه آنلاین بازی را می دهد ، که کاملاً ضروری است. شما هرگز بازیکنان دیگر را در محیط نمی بینید ، اما تأثیر آنها در اطراف شما است؛ هنگامی که یک منطقه در شبکه است ، می توانید ساختارها و اشیاء به جای مانده توسط بازیکنان دیگر را در طول سفر خود ، به علاوه علائم مفیدی که آنها فقط برای کسانی که بعد از آنها آمده اند ، بگذارید. شما می توانید محموله گمشده شخص دیگری را نیز بردارید و آن را نیز برای آنها تحویل دهید ، با دانستن اینکه ممکن است شخص دیگری در بعضی مواقع مال شما را پیدا کند و کار شما را به همان مهربانی انجام دهد.

معرفی و بررسی بازی Death Stranding

در بهترین لحظات Death Stranding ، تسکین و قدردانی از شخصی که حتی نمی شناسید را احساس می کنید ، یک تجربه چند نفره بی نظیر است. در یک لحظه از بازی من ، توسط MULEs ، دشمنان انسانی که عاشق دزدی محموله هستند تحت تعقیب قرار گرفتم. من در دوچرخه بودم که وظیفه تحویل حساس به زمان را داشتم ، تقریباً هر کاری انجام می دادم و کاملاً بی اختیار برای مقابله با تهدیدات خارجی بودم. ز شدت وحشت ، من دوچرخه ام را به درون یک دره انداختم . از آنجا که من به آرامی راه خود را از آنجا خارج کردم ، تماشا می کردم که باتری دوچرخه ام به رنگ قرمز فرو رفته است و می ترسیدم که با تمام محموله های من و هیچ وسیله نقلیه ایی پیدا نکنم ، هنوز هم کاملاً دور از مقصد من است. من گوشه ای را گرد کردم و خودم را در منطقه شارژ یک ژنراتور قرار داده شده توسط بازیکن دیگر پیدا کردم ، گویی که آنها می دانند که من در همان لحظه دقیق به آن نیاز دارم. آنها احتمالاً فقط آن را در آنجا قرار داده اند زیرا به یک شارژ سریع نیاز داشتند ، اما برای من ، این یک امر نجات بود.

شما می توانید در Death Stranding برای این ساختارهای پخش کننده به بازیکنان لایک بدهید و دریافت کنید ، و دقیقاً مانند تحویل های استاندارد ، این یک انگیزه قوی برای انجام کارهایی مفید برای شخص دیگر است. در بخش های ابتدایی بازی ، من از ساختار دیگران استفاده می کردم خیلی بیشتر از اینکه دیگران را پشت سر بگذارم. اما می خواستم آنرا پرداخت کنم و بدانم که از کمک من قدردانی می شود ، بنابراین شروع به ساختن سازه هایی کردم که خودم واقعاً نیازی به آن ندارم. نقشه به عنوان مثال ساختارهای آنلاین را نشان می دهد ، و مکانهایی را که می توانید برای دیگران پر کنید ، آسان تر می کند. در ابتدا ، سیستم لایک به نظر می رسد کاملاً واضح درباره رسانه های اجتماعی و وابستگی ما به اعتبار خارجی است. اما آنقدر انتقادی نیست که یک چرخش مثبت روی یک نیاز بسیار انسانی به پذیرش باشد و سیستم کار قابل توجهی را انجام می دهد و از شما می خواهد به بهترین وجه خود را برای اطرافیان ، NPC ها و افراد واقعی وقف کنید. احساس واقعی قدردانی می تواند یک اتفاق نادر در زندگی باشد و در سادگی در اینجا قدرتمند است.

روش فوق العاده ایی به نام BB

چند ساعت اول بازی کمترین سرعت را دارد و بخش عمده ای از آن به این دلیل است که شما فوراً به قسمت آنلاین دسترسی ندارید. این یک زمان بسیار باورنکردنی است که در طی آن شما فقط قدم می زنید. کارهایی که در اوایل کار انجام می دهید به ویژه در صورت عدم وجود تجهیزات پیشرفته بسیار پر زحمت است و این به شما کمک می کند تا از سایر بازیکنان و وسایل بهتر در پیشروی شما قدردانی کنید.

حتی با باز شدن گیم پلی Death Stranding ، تقریباً هیچ توضیحی درباره بخش داستانی به دست نمی آورید. در ابتدا همه چیز به نظر می رسد احمقانه است و می توانید در استعاره ها گم شوید. به عنوان مثال ، هر شهری که باید به شبکه کایرال اضافه کنید دارای “قفل” است و همه آنها به عنوان “قفل” در رشته ای که کشور را به هم وصل می کند ، گفته می شوند. قرار دادن محصولات عجیب و غریب و غیرمجاز در قالب نوشیدنی های انرژی هیولا و نمایش فوق العاده نورمن ریدوس وجود دارد. شباهت Guillermo del Toro برای نوعی شخصیت دلباخته به نام مرگ مرد استفاده می شود و در این بازی زنی به نام فراگیل در یک بازی درباره ارائه بسته ها وجود دارد.

معرفی و بررسی بازی Death Stranding

اما داستان واقعاً عمیق تر از آن است. در راستای مضمون ارتباط انسانی ، هر یک از شخصیتهای اصلی که با آنها ملاقات کرده و با آنها کار می کنید داستان خاص خود را برای گفتن دارند. همه آنها یک دیدگاه منحصر به فرد در مورد مرگ دارند که به آنها چشم اندازی بی نظیر از زندگی می بخشد ، و پرده برداری از شخصیت های آنها ، از سرچشمه واقعی نامهای آنها که معمولاً تحت اللفظی خود هستند ، کمک می کند تا کلیه ملیله های Death Stranding را از تجربیات بشری بگیرند. در حالی که به سام باز می شوند ، سام به نوبه خود با آنها روبرو می شود و در شخصیت خودش از مرد محفوظ و بی هیجانی که ظاهراً در آغاز حضور داشت ، به شخصیتی مجزا تبدیل می شود. من به طور خاص عاشق سام ، فراگیل ، و مادربزرگ شدم ، و حتی شخصیت هایی که دوست نداشتم به همان اندازه به پیام کلی بازی درباره امید و عشق در مواجهه با مصیبت اضافه می کنند.

شخصیت محبوب من و مهمترین آنها BB است. BB ها در غلافهایی هستند که می توانند وجود BT را تشخیص دهند ، و به درایورهایی مانند سام صادر می شود تا به آنها در جهت یابی در مناطق خطرناک کمک کند. به شما گفته می شود BB را مانند تجهیزات درمان کنید ، نه نوزادان واقعی ، اما فکر کردن درباره BB خود از این طریق غیرممکن است. پر از شخصیت است ، هنگام خوشحالی و گریه کردن هنگام استرس ، احساساتی می شود. حتی هر از گاهی به شما هشدار میدهد که فرزندان زیادی در دنیای منزوی و ترسناک Death Stranding باقی نمانده اند ، اما BB یادآوری شما این است که آینده بدون توجه به این که درباره خود آمریکا چه احساسی دارید ، بر شما حساب می شود. عشقی که بین سام و BB رشد می کند ، چیزی از دل ندارد.

معرفی و بررسی بازی Death Stranding

ارتباط با داستان Death Stranding ، دقیقاً مانند ارتباط با NPC و سایر بازیکنان ، می تواند کارساز باشد. این داستانی نیست که بلافاصله بر روی یک سطح کلیک کند ، و رمز و راز دراماتیک و علم خارج از دیوار در ابتدا از بین نمی رود. اما این یک داستان احساسی است و از همه مهمتر ، و حس کردن چیزها در حالی که کاملاً ممکن است ، به ویژه اگر نامه ها و مصاحبه ها را بخوانید که جزئیات مربوط به بخش کوچکی از علاقه های شما را می خواند، به اندازه تأمل در مورد چگونگی ایجاد شما مهم نیست.

شما نیز فرصت های زیادی برای انجام این کار دارید. در لحظات آرام سفر ، معمولاً در نزدیکی مقصد ، ممکن است موسیقی شروع به پخش کند. موسیقی متن فیلم ، که اکثراً از یک گروه با Low Roar تشکیل شده است و یک پدیده است ، نوعی موسیقی متداول عامیانه است که به تنهایی سفر خود را از طریق یک علفزار یا پایین کوه انجام می دهد. از آنجا که عمل پیاده روی بسیار درگیر است ، زمان آن نیست که کاملاً منطقه را جدا کنیم. وقت آن است که احساسات خود را احساس کنید یا حداقل در مورد سفرهای بعدی فکر کنید.

جنگ ، اما نه به مرگ

در Death Stranding شما می توانید به زودی از آن فضای مجازی خارج شوید ، با تغییر موسیقی شلوغ کننده که سیگنال قلمرو BT را نشان می دهد. BT های دیگر دنیای BT با نزدیک شدن به شما می توانند وحشتناک باشند و در اوایل ، بهترین شرط شما یخ زدن در آهنگ های شما و نفس کشیدن خود را تا زمانی که ممکن است کاهش دهید تا بتوانید بی سر و صدا از طرف آنها رد شوید. اما مواقعیتی وجود دارد که شما باید به شکل واقعی خود با یک BT بجنگید و برای آن ، شما اسلحه های تخصصی دارید تا آنها را سرنگون کنید. این BT ها اشکال انسانی نیستند که بر فراز زمین شناور می شوند بلکه وحشت بزرگی از جنس پیر است که زیر ابرهای خون می پیچند. نبرد از نظر مکانیکی ساده است و شما بیشتر باید قبل از آنکه به شما ضربه بزنند ، کمی حرکت کنید و به آنها ضربه بزنید ، اما آنها از لحاظ بصری هوشیار هستند.

شما اسلحه ای را که روی دشمنان زنده کار می کند تا ۲۵ ساعت دریافت نمی کنید ، اما حتی پس از آن ، غیر کشنده است. شما بطور فعال از کشتن در Death Stranding هدایت می شوید ، زیرا وقتی مردم می میرند ، بدن آنها اساساً به هسته ای می رود و به سطح شهرها می رسند و چیزی جز دهانه ها و تی ان تی ها در پی آنها باقی نمی ماند. مهمتر از آن ، دشمنان اصلی بشر MULE هستند ، بندرهای سابق دقیقاً مانند سام که توسط یک دنیای خودکار خراب شده اند . آنها در اصل به ناامیدی خود برای داشتن شغل و هدفی مانند کلمه هرچه بیشتر معتاد شده اند و به محموله های باری چشم دارند. مردم با ماشین آلات جایگزین می شوند. آنها شر نیستند ، و به نظر می رسد کشتن آنها بیش از حد مجاز است. به راحتی کافی است که آنها را با استفاده از روشهای غیرمترقبه ای که همچنان با باز شدن بازی باز می کنید ، سرنگون کنید. من در بازی خود تنها یک نفر را نکشته ام ، اگرچه ضرب و شتم آنها رضایت بخش است.

معرفی و بررسی بازی Death Stranding

در حالی که BT و MULE ها هنگام تحویل کالا بارها نگرانی من هستند ، شخصیت مادس میکلسن نیز وجود دارد ، مردی که از طریق خاطراتی که سام معرفی کرده است هنگام اتصال به غلاف BB می بیند. او بخش های اختصاصی خود را نشان می دهد که ساعت تحویل های ساده را نشان می دهد ، و این بخش های بسیار کوتاه که بسیار کوتاه هستند در جهت هنری خود جالب توجه هستند و به بقیه بازی اضافه می کنند. بلافاصله مشخص نیست که او چه کسی دشمن ، دوست بالقوه یا چیز دیگری به طور کامل است ، اما او در ابهام خود فریبنده است.

کاریکاتوریک ترین دشمن تروی بیکر هیگز است ، تروریستی که به نظر می رسد ناهنجاری های او هیچ محدودیتی ندارد. از بین همه شخصیت ها ، هیگز ضعیف ترین است و تفاوت های کمتری نسبت به هر کس دیگری در بازیگران دارد. او واقعاً فقط به عنوان یک شخصیت بد برای ایجاد انگیزه در بازی های ویدئویی سنتی تر از تحویل بسته ها و کمک به مردم ، وجود دارد ، اما او و گروه تروریستی بی چهره وسیله ای برای رسیدن به هدف نسبت به افراد شرور تمام عیار هستند. او برای برخی از مبارزات مهم BT ، کاتالیزور است و در آخر ، شاید یک یادآوری شدید باشد که حتی در تاریکی ترین چیز ممکن است امید به ماندن داشته باشید.

Death Stranding هم در داستان و هم در گیم پلی بازی خود را بیان می کند که عدم رعایت خود چیزی است که باعث می شود کارهایی که ارزش انجام آن را دارند و زندگی ، ارزش زندگی را فراهم می کند.

Death Stranding یک بازی سخت برای جذب است. موضوعات متنوعی درهم تنیده بسیاری وجود دارد ، و نام های احمقانه ، لحظه های ذرت و نمایش سنگین پیام های دیگری را نشان می دهد که بسیار ساده است. این اتفاق در لحظات دلپذیرتر بازی بسیار واضح تر به وجود می آید ، وقتی نردبان مورد نیاز خود را پیدا می کنید که بازیکن دیگری پشت سر گذاشته یا نامه ای از NPC دریافت می کند که از تلاشهای شما تشکر می کند. بدون نادیده گرفتن درد مثبت است. در حقیقت ، هم در داستان و هم در گیم پلی آن استدلال می کند که بدبختی چیزی است که باعث می شود کارهایی که ارزش انجام آن را دارند و زندگی ارزش زندگی را فراهم می کند. این یک بازی است که نیاز به صبر ، شفقت و عشق دارد ، و همچنین یکی از مواردی است که ما در حال حاضر به آن احتیاج داریم.

اطلاعات تکمیلی در مورد این بازی در سایت ویکی پدیا

مطلب پیشنهادی: معرفی و بررسی بازی The Outer Worlds

Author: blackincubus

iam admin

کامنت های کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  دنبال کننده  
اطلاع رسانی

معرفی و بررسی Granblue Fantasy Versus – نبرد فانتزی

۱۳۹۸/۱۲/۲۰-

معرفی و بررسی Granblue Fantasy Versus - نبرد فانتزی

فضای زیادی برای تازه واردان در ژانر بازی جنگ وجود ندارد. بازی هایی مانند Street Fighter ، Tekken ، Mortal Kombat و Guilty Gear سالها بر این فضا حاکم شده است ، بنابراین رقیبان جدیدی که قدم به رینگ می زنند ، معمولاً دارای مجوز محبوب هستند. Granblue Fantasy Versus همان نوع جنگنده تازه کار است. این مبتنی بر خاصیتی است که به لطف یک بازی موفق gacha در موبایل (ماشین مجازی فروش اسباب بازی کپسول مجازی) با قلاب های RPG ، در ژاپن بسیار محبوب است ، اما در همه جای دیگر نسبتاً ناشناخته است. در مقابل ، برای تمام اهداف و نشانه ها ، اولین Granblue Fantasy در صحنه جهانی است.

توسعه یافته توسط Arc System Works با تشکر از یک مکانیک قوی به دلیل مکانیک های گیم پلی غیراخلاقی که ظرافت با عمق تعادل ایجاد می کند ، ضمن معرفی ایده های جالب و خاص خود را نیز ارائه می دهد. شکوفایی های اضافی که به عنوان یک گره از علاقه مندان به طرفدارانشان ایجاد می شود یا به دنبال این است که به مناسبت بعضی مواقع پایبند به ریشه های RPG باشند ، اما تجربه به طور کلی به لطف قدرت اصول آن است.

ArcSys در جهت دستیابی بیشتر به مبارزان انیمه خود با ورودی های ساده تر و سیستم های راحت تر درک تلاش کرده است ، اما برای Granblue Fantasy Versus ، آن را از سرعت بی نظیر ، پخش هوای محور ، شیوه بازی تهاجمی مبارزان انیمه دور کرده است و به چیزی سنتی تر روی آورده است. به عنوان یک بازی جنگی مبتنی بر زمین ، Versus از سرعت بسیار کندتری بازی برخوردار است و به جای کمک های شریک زندگی و درگیری های طولانی برای لمس مرگ ، تمرکز سنگین تری روی عادی ها و حرکات ویژه ای قرار می دهد. از این نظر ، می توان آن را از نزدیک به بازیهای مبارزاتی Capcom مانند Street Fighter تشبیه کرد. تأکید بر زمانبندی و فاصله صحیح حملات شما برای ایجاد فرصت برای پیگیری یا تنظیم موقعیت هایی است که شما از مزیت آن استفاده کنید ، اما لزوماً پیروزی تقریبا تضمینی نیست. در سطح بالاتر ، این مورد مربوط به پاها ، مخلوط های دقیق اجرا شده ، استفاده هوشمند از سربار جهانی و تله گاه به گاه قاب است. با توجه به محبوبیت Granblue Fantasy ، برای افراد تازه وارد – که احتمالاً تعدادشان بسیار زیاد است – یافتن پایه بسیار پایدار است. طبیعتاً جانبازان بازی ، مزیت خود را خواهند دید ، اما برای هر کس دیگری ، کوه کوهنوردی برای صعود به نظر نمی رسد ، بنابراین ایده راه رفتن در مسیر تسلط بسیار جذاب است.

Auto-combos ، یک مکانیک رایج در بازی های ArcSys ، گنجانده شده است ، به این معنی که یک تازه وارد کاملاً می تواند یک کنترلر را انتخاب کند و یک بار دکمه حمله را برای اجرای دسته های اصلی فشار دهد. این رشته از حملات مؤثر هستند ، اما با آسیب و کاربردی محدود ، بدون افزودن حرکات ویژه به یک رشته.

و در اینجاست که Granblue Fantasy Versus شروع به پرتاب ایده های منحصر به فرد می کند که برای لحظه های جالب می جنگد ، بلکه روح بازیگر RPG را نیز در خود جای می دهد. حرکات ویژه به یکی از دو روش اجرا می شود ، اولین حالت ترکیبی سنتی از حرکات جهت دار و فشار دکمه ها – یک چهارم دایره به جلو و حمله ، در بیشتر موارد ، اگر یک کاراکتر مثلاً یک پرتابه داشته باشد ، اجرا خواهد شد. با این وجود ، میانبرهایی نیز وجود دارد که روی دکمه ها نقشه برداری شده است – می توانید همان حمله پرتابه را فقط با فشار دکمه R1 بکشید. برای هر کاراکتر ، حرکات ویژه به R1 یا R1 به علاوه یک دکمه جهت بندی ترسیم می شود. لایه اضافه شده مانند RPG است که هر یک از این حرکات ویژه پس از استفاده از هم دور می شوند و طول اجرای آن در صورت استفاده از میانبر برای اجرای آن طولانی تر است. این روش ArcSys برای متعادل کردن سیستم است به گونه ای که کسانی که با مبارزه با ورودی های بازی بازی می کنند هنوز هم می توانند حرکات جالبی انجام دهند اما بازیکنانی که کار را انجام می دهند نیز به خاطر تلاش خود پاداش می گیرند.

این سیستم همچنین یک بازی فوق العاده جالب ایجاد می کند که درجه ای از غیرقابل پیش بینی بودن برای دعوا را فراهم می کند ، مخصوصاً در سطوح بالاتر. در اکثر بازی های سنتی مبارز ، گفته های خاصی وجود دارد که یک بازیکن مشتاق را نشان می دهد که چه اتفاقی می افتد. مثلاً از شخصیت شخصیتی مانند M. Bison ، Street Fighter استفاده کنید. اگر می بینید که او بیش از حد طولانی یک راه یا دیگری را تغییر می دهد ، می دانید که او ممکن است یک حرکت خاص خاص را انجام دهد و می توانید سعی کنید حرکت بعدی خود را مطابق با آن آماده کنید. این در مورد Granblue Fantasy Versus هم چنین نیست ، از آنجا که دستورات میانبر می توانند فوراً حرکات ویژه را انجام دهند.

این بدان معنی است که شارلوت شوالیه کم تحرک می تواند از قدم زدن به سمت شما برود و شمشیر یک بیت خیلی بزرگ را برای راه اندازی خودش در هوا بکشاند تا بتواند ضربه ای از بالای سرش را خرد کند ، بدون اینکه نیازی به شارژ در ابتدا باشد و آنچه را که هست در مورد انجام و شما مانده اید که فوراً واکنش نشان دهید. به طور مشابه ، وحشتناک واساما Vaseraga ممکن است وقتی که روی صفحه نمایش قرار دارد کمی ترسناک باشد ، اما در هر لحظه می تواند به شما کمک کند تا به دلیل ورودی فوری ، چک شانه ویرانگر شما را تحویل دهد. در مورد هر حرکت ویژه دیگری که در بازی وجود دارد ، همین حرف را می توان گفت.

به نظر می رسد که یک کابوس برای مقابله با آن است و مسلماً هم می تواند باشد. اما همچنین یک دینامیک بسیار جذاب را ایجاد می کند که در گذشته مورد کاوش قرار نگرفته است. بازی هایی مانند Smash Bros. و Capcom Vs. SNK 2 EO نیز دارای این نوع گزینه های ورودی آسان است ، اما بندرت آن را در نحوه بازی یک بازی به همان اندازه که در Granblue Fantasy Versus انجام شده است ، تغییر داده است. سیستم cooldown که در بالای میانبرها قرار دارد ، لحظات تصمیم گیری استراتژیک را در نظر می گیرید که در آن شما جوانب مثبت و منفی استفاده از میانبرها را در مقابل داشتن توانایی موقت از بازی و چقدر طولانی برای آن در دسترس ندارید. همانطور که با بسیاری از جنبه های بازی های جنگی ، این اوایل زندگی بازی سخت است که یک قضاوت قطعی را در مورد دامنه سیستم ها و مکانیک به تصویب برسانید ، زیرا جامعه بازی های جنگی غالبا روشهای جدید و خلاقانه ای برای استفاده از تکنیک ها پیدا می کنند ، اما همانطور که ایستاده است ، قطعات حتی اگر حتی تصویر بزرگتر نیز کاملاً قابل مشاهده نباشد ، به روشی رضایت بخش کنار هم قرار می گیرند.

Granblue Fantasy Versus تعدادی دیگر از مکانیک های آشنای گیلاس را که از تاریخ ژانر انتخاب شده اند ، انتخاب کرده است. dodging Spot اجازه می دهد تا با فشار دادن یک دکمه ، حملات کنار گذاشته شوند ، در حالی که گزینه های مختلفی نیز برای محافظت وجود دارد. اگر از ورودی های جهت دار جهت محافظت از دستی بالا و پایین و همچنین ضربات متقابل استفاده می شود ، فقط دفاع با زمان بندی مناسب در دسترس است. اما ، اگر از دکمه محافظ اختصاصی استفاده شده باشد ، در بعضی موارد – یا از طریق آن ، در بعضی موارد – یا عقب کشیدن امکان پذیر است. دکمه محافظ اختصاصی همچنین باعث می شود مسدود شدن کراس یوپ ها سازگارتر باشد ، اما Just Defense در دسترس نیست. بار دیگر ، Granblue Fantasy Versus از شما می خواهد که وزن خود را انتخاب کنید که آیا می خواهید با هزینه برخی از مزایا رویکرد ساده تری را انتخاب کنید یا کار بیشتری را برای پرداخت بیشتر بپردازید. آنچه بیشتر از همه لذت بردم این است که سعی کنم در لحظه مناسب سرم را به کار ببرم – در حالی که احساس اطمینان می کنم با طرف فنی بازی درگیر شوم ، اما بعد از احساس احساس غرق شدن یا می خواهم به گزینه های ساده تر تبدیل شوم. امن تر. این نوع مانند این است که بتوانید با دو توپ دست و پنجه نرم کنید ، اما یک سوم پرتاب شده در مخلوط. من می دانم که چگونه این کار را انجام دهم ، فقط باید خودم را بهتر هماهنگ کنم تا متغیر جدید را حساب کنم و زمان بندی را پایین بیاورم و ریتم درست را بدست آورم. روند تلاش برای تسریع مهارت های مورد نیاز برای انجام این کار بسیار رضایت بخش بوده است.

همه اینها این است که بگوییم ، اساساً ، Granblue Fantasy Versus دارای یک مجموعه قوی و پیچیده از مکانیک بازی های جنگی است که به راحتی می توانید درک و عمق زیادی را برای کسانی که در حال حفاری هستند کشف کند. بنابراین شرم آور است که این بازی برای حالت RPG Quest خود از گیم پلی یکپارچه و پیچیده طراحی شده بهره نمی برد و در عوض به ترکیب دکمه های کم عمق اعتماد می کند. از لحاظ کاربردی ، این حالت در خدمت چندین هدف است: این افراد ناآشنا را با حق رای دادن به جهان و شخصیت های آن معرفی می کند ، داستان منحصر به فرد خود را برای شما بازگو می کند و اصول اولیه بازی را به شما می آموزد. متأسفانه ، هیچکدام از این موارد را به روشی رضایت بخش انجام نمی دهد ، در عین حال تصمیم دارد از هر آنچه که در واقع بازی را جالب می کند ، کم کند.

نبردها در این حالت بیشتر شبیه نسخه RPG موبایل Granblue Fantasy هستند ، اما به نوبه خود مبتنی نیست. در عوض ، شما باید کنترل مستقیم روی شخصیت ها داشته باشید و باید امواج دشمنان را در چیزی که بین یک ضرب و شتم سمت چپ کلاسیک کلاسیک و حالت نیروی Tekken احساس می شود ، اعزام کنید. با این حال ، دشمنان کمی و بدون هیچ مشکلی در حال حاضر هستند. آنها همچنین از سلامتی بسیار کمی برخوردار هستند ، به همین دلیل معمولاً می توانند با یک زن و شوهر از حملات سنگین مرتکب شوند. در نتیجه ، دلیل کمی برای استفاده از ایده های جالب تر Granblue Fantasy Versus وجود دارد. مطمئنا ، شما می توانید از حرکات ویژه برای مقابله با دشمنان استفاده کنید ، اما چرا این کار را فقط با اسپم کردن یک دکمه حمله انجام می دهید؟ گاهی اوقات شخصیت های رئیس ظاهر می شوند اما تغییر رویکرد را تحمیل نمی کنند – حمله همه جانبه هوشمندانه ترین و ساده ترین کاری است که بیشتر اوقات انجام می دهد.

اعضای دیگر بازیگران بازی Fight Fight خراب شده اند و بخشی از داستان بازی را گمراه می کنند و شما در سفر با آنها روبرو می شوید. برای اینکه آنها را از احمقانه خود دور کنید ، باید آنها را مورد ضرب و شتم قرار دهید و در این برخوردها ، نبردها شکل یک مبارزه معمولی یک بر یک را در Granblue Fantasy Versus به دست می آورند. با این حال ، این شخصیت ها بیشتر در آنجا قرار دارند که بصورت ماسه سنگی ریخته شوند تا بتوانند به مهمانی شما اضافه شوند گیم پلی ناراضی باعث می شود کلیشه ، داستان فراموش نشدنی در مورد دسته ای از دزدان دریایی آسمان ، دوستان خود را از شر آزاد کند و نبرد با یک امپراطوری شیطانی را حتی خسته کننده تر جلوه دهد. من واقعاً می خواستم به شخصیت ها اهمیت دهم. شخصیت اصلی دلفریب گران از نگاه و جذابیت انیمه ای برخوردار است که من جزئی از آن هستم. Lowain یک دلهره بسیار عجیب و غریب با روحیه گربه ای است که همراهانش را به نبرد فرا می خواند تا عکس های کوچک و بی نظیری بگیرد و او همچنین Yggdrasil ، یک جانور پریمال را احضار می کند که در اصل یک بانوی غول پیکر است که دشمنان خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهد. سپس آرکیپ هایی مانند Lancelot با شوالیه خنک و پسر آتش متکبر Percival وجود دارد. من به عنوان کسی که شخصیت های شارژ را دوست دارد ، من واقعاً درخشش را به شارلوتا ، که با کمال تعجب شرارت است ، با توجه به طراحی کوچک طعمه او. همه آنها از لحاظ بصری جذاب هستند ، اما حالت داستان هیچ کاری برای آنها نمی کند. شخصیت پردازی آنها در بهترین حالت نازک است ، در داستانی که بین گسست و غافلگیری رونق می گیرد. و هنگامی که گیم پلی بازی این کار را غیرقابل عقب نشینی می کند ، توصیه می شود از طریق آن بنشینید.

حالت RPG Quest همچنین جایی است که عناصر gacha بازی موبایل Granblue Fantasy ظاهر می شود. شما سلاح های منحصر به فرد را برای تکمیل مطالب اصلی داستان باز می کنید ، اما در واقع از هیچ یک از آنها استفاده نمی کنید. در عوض ، همه آنها به سطل موثر تبدیل می شوند و قدرت ترکیبی آنها باعث افزایش ویژگی های حمله شخصیت شما می شود. دشمنان دارای تراز ابتدایی هستند و استفاده از آنهایی که مخالف هستند به شما پاداش اعطا می کنند ، اما هنگامی که گزینه ای برای اتوماسیون و بهینه سازی وجود دارد ، دستیابی به بارهای دستی وقت گیر و غیر ضروری است. هیچ دلیلی واقعی برای براندازی بارهای اصلی وجود ندارد زیرا تراز کردن عنصر تنها عامل اصلی بازی است ، بنابراین اجازه دادن به بازی به سادگی یک ایده آل را در کنار هم قرار می دهد بهترین مسیر عملی است. در نهایت ، عناصر gacha به جای اینکه یک چین و چروک با ارزش برای گیم پلی به ارمغان بیاورند ، به نوعی تازگی محسوب می شوند.

Granblue Fantasy Versus دارای مجموعه ای کامل از مأموریت های آموزشی است که همه موارد را از حرکات اساسی و ویژه ها ، برای پیشبرد combos ، استراتژی ها و مخلوط های خاص پوشش می دهد. هر زمان و زمان صرف شده در آنجا با ارزش تر از حالت RPG Quest ارزشمندتر است ، به خصوص که این همان چیزی است که وقتی به صورت آنلاین می روید آزمایش می شود. در حال حاضر ، سرورهای بازی به همان اندازه جمع نخواهند شد که پس از راه اندازی قرار بگیرند ، اما در مدتی که برای بازی آنلاین صرف کردیم ، تجربه به طور کلی روان بود. بعضی اوقات می توان به موارد مطلوبی در برابر بازیکنان خارج از قلمرو محلی ما اشاره کرد ، اما در غیر این صورت هیچ مشکلی برای شبکه ایجاد نشده است.

Granblue Fantasy Versus مجموعه ای از سیستم ها را مشخص و بی نظیر ارائه می دهد بدون اینکه موانعی غیر ضروری را برای آنهایی که فقط اینجا هستند برای تعمیر Granblue به وجود آورید. Arc System Works هوشمندانه بازی RPG و مکانیک بازی را باهم پیچیده است ، و روشی که در نبردهای اصلی یک به یک به نمایش در می آید واقعاً هیجان انگیز است. از جنبه های دیگر ، یعنی حالت داستان مبارزات انتخاباتی و قیچی های gacha آن ، مطلوب زیادی را برای شما باقی می گذارد. در آوردن Granblue به جهان گسترده تر ، Arc System Works بهترین پایش را به جلو نکشیده است ، اما در مقابل Versus قطعاً بازی ای است که می توانید برای فانتزی بیایید و برای جنگ بمانید.

مطلب پیشنهادی: معرفی و بررسی Journey To The Savage Planet

Author: blackincubus

iam admin

کامنت های کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  دنبال کننده  
اطلاع رسانی

معرفی و بررسی بازی God of War : ظاهری قدیمی اما درونی جدید

بررسی

بازی

۱۳۹۸/۱۱/۲۷-8 دقیقه

معرفی و بررسی بازی God of War : ظاهری قدیمی اما درونی جدید

سری God of War تا به امروز بسیار نزدیک به استانداردهای تعیین شده در بازی اصلی ۲۰۰۵ بود. بعد از گذشت بیش از یک دهه (و بسیاری از بازی ها) ، این حس وجود دارد که سونی می خواهد چیزهایی را برای سریال های قدیمی هک و اسلش مخلوط کند. مانند بسیاری از fبازی های محبوب که خود را در سال های اخیر دوباره اختراع کرده اند ، خدای جنگ جدید به درون چاه های RPG در فضای باز فرو می رود. همچنین تمرکز خود را به اساطیر نورس تغییر می دهد ، خدایان و افسانه های یونانی را که پایه و اساس هر بازی قبلی را فراهم می آورد ، کنار می گذارد.

این تغییر عمده همانطور که ما آن را می شناسیم ، پایان God of war را نشان نمی دهد ، بلکه اجازه می دهد DNA سری به شکل جدیدی بیان شود. دلایل بسیاری وجود دارد که باعث می شود تحولات ساختاری یک چیز خوب باشد ، اما این چیزی است که از کراتوس ، ماشین مرگ هالکینگ بدست آمده است و جلوه ای ماندگار می بخشد. یک نماد خشمگین و خونخوار به یک چهره حساس پدر تبدیل شده است. بخشی از او تمایلات خشونت آمیز قدیمی را که مدت ها پیش او را به یک ستاره تبدیل کرده اند ، حفظ می کند. با این حال ، به همراه فرزند خردسالش آرتئوس برای محافظت و راهنمایی ، ما همچنین می بینیم که کراتوسنفس عمیق می کشد و غرایات وحشیانه خود را دفن می کند تا نمونه مثبتی را ارائه دهد.

تماشای کراتوس در مراقبت از حساسیت های کودک خود از همان ابتدا احساس کمی جنجال می کند ، اما به لطف نویسندگی طبیعی ، بازیگران صوتی متناسب و انیمیشن بی عیب و نقص ، می توان به راحتی در سفر دوتایی مکید و از رشد متقابل آنها خرید. گرچه او معلم است ، کراتوس کوهی از اندوه و ترحم خود را حمل می کند که تنها معصومیت پسرش می تواند به او کمک کند تا بر آن غلبه کند. و آترئوس فراز و نشیب های خاص خود را تجربه می کند که ممکن است باعث شود او مسیر بسیار متفاوتی را برای او قرار دهد.

آترئوس در انزوا از خطرات دنیای وحشی پیرامون خود بزرگ شد و به درستی در مواجهه با واقعیت های سرزمینی که توسط خدایان محاصره شده و تحت محاصره خویش قرار دارد ، به درستی نمی تواند جای خود را در آن بدست آورد. این مرگ مادرش قبل از شروع بازی است که آتروس و کراتوس را به بیرون رانده می کند. آرزوی مرگ او این بود که خاکستر او در بالاترین قله زمین پخش شود. به نظر می رسد که اگر شکارچیان وحشی و کینه های وحشتناک به اندازه کافی موانع نباشند ، نمایندگان پانتئون اساطیر نورس در تلاش برای مختل کردن مأموریت خود ، با ایجاد سهام تقویت شده و برخورد نیروهای چشمگیر که انتظار شما از God of War است ، بوجود می آیند.

و مانند پیشینیان خود ، God of War یک نمایشگاه فنی و هنری است. بدون شک یکی از بهترین بازی های کنسولی است که تا کنون منتشر شده است ، با هر محیطی نفس گیر و شخصیت اسطوره ای که توجه چشمگیری به جزئیات و زیباسازی شکوفایی های فراوان دارد. چشم انداز همه این موارد در بدنه و تجهیزات ریز و درشت کراتوس کاملاً مشهود است ، در تأثیرات جوی که محیطهای روستایی به طرز باورنکردنی را به چیزهای رویاها و همچنین در کلیت طراحی و ساختار خود جهان تبدیل می کنند.

بیشتر سفر در حوزه میدگارد تنظیم شده است. در قلب آن دریاچه وسیعی قرار دارد که می توانید با قایق رانی آن را کشف کنید ، با یک خط ساحلی که توسط معماهای اختیاری ، مخالفان قدرتمند و ورودی های مناطق اصلی نقشه قرار دارد. مأموریت شما شما را به اکثر این مکانها منتقل می کند ، و در طول مسیر احتمالاً به مسیرهای دست نیافتنی و چشم انداز گنجینه های آب بندی شده توجه خواهید کرد. صرفاً اتاق کافی برای کشف مسیر اصلی و دلایل خوب وجود دارد که باید بدون توجه به کنجکاوی مورد توجه قرار گیرند ، اما این طعنه ها به ویژه باعث می شوند که با گسترش قابلیت های خود ، مجدداً مناطقی را که قبلاً بازدید کرده اید بررسی کنید.

با پسرکی که در کنار شما هستند ، تیرهای پیکان را شلیک می کنید یا دشمنان بی گناه را خفه می کنید ، در مقابل ترول های غار فاسد قرار خواهید گرفت ، با جانوران برجسته روبرو خواهید شد و در طول سفر خود با صدها جنگجوی فوق العاده طبیعی مبارزه خواهید کرد. کراتوس ترجیح می دهد این روزها از تبر استفاده کند ، که بسیار متفاوت از تیغه های زنجیر شده از آشوب که به او مشهور است عمل می کند. این با توانایی بسیار رضایت بخش و جالب برای احضار جادویی اسلحه به دست شما (مانند ثور و چکش او) همراه است ، حرکتی که هرگز پیر نمی شود.

و واقعاً ، نه به طور کلی جنگیدن. دوربین جدید بدون شانه شما را مستقیماً به درون فرورفتگی سوق می دهد و در نتیجه دید شما را محدود می کند. شما نمی توانید دشمنان را از همه زوایا به یکباره مشاهده کنید و باید همیشه در آن نگهبان باشید. به طور پیش فرض بازی نمادهای مجاورت را به شما هشدار می دهد که از حملات دریافتی هشدار می دهید ، اما ارزش تجربه کردن همه جانبه با طراحی رابط کاربری را برای تجربه همه جانبه تر در هنگام جابجایی چگونگی جریان دعوا ها دارد.

این نادر است که شما در واقع می توانید بدون ایجاد خطر در معرض اسپم قرار دادن اسپم ها باشید ، و این تأکید بر ذهن آگاهی ، فارغ التحصیلی God of War را از افتخارات سنتی هک و اسلحه محکم می کند. واقعیت های جنگ با تبر همچنین باعث می شود تا روند صدمه زدن به دور از آسیب نباشد. اما وقتی متغیرها تراز می شوند و شما را به یک دشمن می سپارد ، دست زدن به تبر قطع کننده کراتوس به او اجازه می دهد تا به سختی برخورد کند و به شما این فرصت را می دهد تا با کمی سبک توان خود را به کار ببندید.

مجموعه اصلی رفتارهای نزدیک و رفتارهای مربوط به سلاح را می توان با ریختن نقاط تجربه در یک درخت مهارت و با فعال کردن توانایی های جادوی روون که به دو ورودی حمله شما متصل است ، گسترش داد. گزینه های زیادی برای در نظر گرفتن و تاکتیک های یادگیری وجود دارد ، از جمله درختان مهارتی برای مبارزه با دست خالی. در هنگام جابجایی از تبر به مشت ، ریتم شگفت انگیزی یافت می شود ، و سپس به حرکت های رضایت بخش اعدام کراتوس می رود ، همه در حالی که جوجه می کشد و از راه آسیب دور می شود.

نبرد God of War از همان ابتدا بسیار عالی است ، اما با پیشرفت مداوم یک لایه جدید پس از دیگری بهتر می شود. شما می توانید کاملاً در مقابل دشمنان بسیار تنبیه کننده ای قرار بگیرید که با مهارت کافی و تسلط هر مهارت در دسترس آسان تر می شوند ، اما می توانید در هر سطحی موفق باشید تا زمانی که به هنر پری کردن و گول زدن حملات دریافتی تسلط پیدا کنید.

نقد و بررسی بازی God of War : ظاهری قدیمی اما درونی جدید

آرتئوس به همان اندازه ای که کراتوس بتواند پیکربندی نشده است ، تنظیم می شود ، اما هنوز هم روش های زیادی برای متناسب کردن توانایی های او به دلخواه شما وجود دارد. فلش هایی که او شلیک می کند با انواع مختلف جادو ، با چندین نسخه ابتدایی و عملکردی قابل لمس است و وی در نهایت توانایی احضار حیوانات طیفی را که می توانند به دشمنان آسیب رسانده یا حواس پرت کنند ، یا جمع آوری اقلام بدست می آورد. با تشکر از چیدمان دکمه های هوشمند ، در حالی که فرمان آرتئوس را می دهید ، در ضمن حمله و دفاع به عنوان کراتوس بسیار آسان است. God of War به شما امکان می دهد در هر لحظه انجام دهید و باعث می شود در جریان روند احساس جنگجو با تجربه شوید.

زره هایی که کراتوس و آرتئوس می پوشند می توانند بر طیف وسیعی از آمار شخصیت ها ، تمایلات ابتدایی تأثیر بگذارند ، و ممکن است شامل اسلات هایی برای جذابیت هایی باشد که جوایز دیگری را نیز اعطا می کنند. زره پوش را می توان با استفاده از معدود منابع پراکنده در جهان خریداری و ساخت ، و توسط دو آهنگر بازی می توان آن را ارتقا داد: دو برادر کوتوله که دائماً با یکدیگر اختلاف دارند. بروک ، کوتوله‌ی آبی ناخوشایند و سیندری ، یک فرد همکار بسیار ژرف و در عین حال غم‌انگیز از نظر ژرموفیبیک وجود دارد – شلوغی که معمولاً خنده دار است ، هرچند که گاهی اوقات کمی سخت هم فشار می آورد.

هرچقدر هم که هر دو لذت بخش باشند ، میمیر است که در نهایت نمایش را سرقت می کند. حماسه شاخدار و یک چشم با شما و آتروس برای اکثر بازی ها همراهی می کند ، و به عنوان راهنمای شما برای میدگارد و یک منبع درونی به بیرون و خارج از سیاست های نورس می باشد. میمیر و آهنگران شخصیت های فردی قوی دارند ، مانند هر شخصیت دیگری که در طول بازی با آنها ملاقات می کنید. ما به طور کلی هویت های دیگر را مبهم نگه می داریم تا از خرابکاری ها جلوگیری کنیم ، اما صرف نظر از اینکه چه کسی به آن دست می زنید ، بازیگران God of War قوی ، قانع کننده و عجیب دلربا هستند. اما دستاورد واقعی این است که ، حتی اگر تنها تعداد معدودی شخصیت برای تعامل وجود داشته باشد ، شخصیتهای بزرگ آنها ماجراهای شما را با حکایات خیره کننده ای که شما را به سمت جهان می کشاند و زمین را با حس ملموس تاریخ رنگ می کنند ، رنگ می کنند.

اگر قطعه ای از مأموریت فراگیر وجود داشته باشد که مانند یک حرکت اجباری باشد ، این نبرد نهایی علیه آنتاگونیست اصلی است. او از نظر روایی عالی است ، به شکلی پرده برداری می کند که دیدگاه شما را تغییر می دهد ، اما این خود مبارزه است که شما را به آرزو می رساند. تعداد زیادی نبردهای بزرگ رئیس و تست مهارت در طول بازی وجود دارد ، اما این نبرد به همان ارتفاعات نمی رسد و احساس می کند که کمی ایمن بازی شده است. این می تواند اثری از پیکربندی کراتوس و آرتئوس باشد ، یا در ابتدا ممکن است خیلی ساده باشد. خوشبختانه ، این همه بازی آستین خود را ندارد.

به نظر می رسد دو قسمت اختیاری به طور خاص با بازی آخر بازی در ذهن طراحی شده اند. Muspelheim اول ، مجموعه ای از نبردها را در عرصه های مختلف احاطه شده با جریان های گدازه و زمین سوخته ارائه می دهد. برخی از محاکمات صرفاً علیه دشمنان قوی می جنگند ، در حالی که برخی دیگر شما را مجبور به شکست امواج در پشت سر هم می کنید – اگر حتی یک دشمن زنده بماند ، فقط چند ثانیه طول می کشد تا دیگران به طور خودکار قیام کنند. قلمرو دیگر ، نیفلهایم ، هر بار که بازدید می کنید به طور تصادفی تولید می شود ، اما همیشه پر از گاز سمی است. هدف این است که برای زنده ماندن تا آنجا که ممکن است در حالی که شلاق زدن کشته و جمع آوری گنج ، و فرار قبل از سم نگه می دارد. هر دو موقعیت مکانی تمرینات پرتنش و پاداش را ارائه می دهند که فقط در صورت بازی در بهترین حالت ممکن است.

و شانس این است که شما آنقدر تحت تأثیر قدم زدن داستان و پردازش رویدادها قرار می گیرید که تعداد زیادی فعالیت جانبی دیگر پس از گذراندن اعتبار ، در میدگارد سرار و ماموریت ها است. در حالی که بیشتر بازی هایی که فرصت های طولانی و متنوع تلاش را دارند ، تمایل دارند که تا آخر عمر کمی مسکوت کنند ، God of War تأثیر متضاد دارد. این به مراتب طولانی تر از آن چیزی است که باید باشد ، اگرچه امیدوار هستید که هرگز از انجام کارهایی فرار نکنید.

از بسیاری جهات ، God of War همان چیزی است که همیشه این سریال بوده است. این یک بازی اکشن تماشایی با قطعات مجموعه حماسه ، ارزش تولید بودجه بزرگ و مبارزه سخت است که با پیشرفت شما تب و تاب تر و چشمگیر تر می شود. آنچه ممکن است شما را شگفت زده کند این است که داستان سرایی آن به چه اندازه بالغ شده است. مانند کراتوس ، نسخه های گذشته را به یاد می آورد و در عین حال لزوم پیشرفت را نیز تصدیق می کند. همه چیز جدیدی که انجام می دهد برای بهتر شدن است و هر آنچه را که در نتیجه بهره می برد ، سود می برد. کراتوس دیگر یک وحشی قابل پیش بینی نیست. God of War دیگر یک سریال اکشن قدیمی نیست. با این راه اندازی مجدد ، با اطمینان مسیر جدیدی را طی می کند که امیدوارم به دنبال ماجراهای هیجان انگیز تری باشد.

مطلب پیشنهادی: معرفی و بررسی بازی کال اف دیوتی مدرن وارفر

Author: blackincubus

iam admin

کامنت های کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  دنبال کننده  
اطلاع رسانی